تبليغاتX
ارغوان شرقی پلاک 27 - ملای فمینیسم کیست

بعله، جواب پست قبلی شیخ فضل‌الله نوری بود و یک علیز طلایی با تقدیر از کوین و نازلی -بخاط آن کامنت طولانی و مفیدش- به آقای علیکس تعلق گرفت و مبلغ ناچیزی هم به او تقدیم شد. دونقطه‌پی

و اما بعد:

 آقا شیخ فضل‌الله نوری که در نجف برجسته‌ترین شاگرد میرزای شیرازی و در تهران باسوادترین مجتهد به حساب می‌آمده  -البته صرفا سواد فقهی منظورم است وگرنه که آقا شیخ فضل‌الله یک نوشته معروفی دارد که در آن نقل به مضمون گفته وای به حال مملکتمان که جوانانش به‌جای علوم دینی، فیزیک و شیمی می‌خوانند و از خدا دور می‌شوند- خلاصه این حاج‌آقا علیرغم سوادش از بدشانسی‌اش می‌خورد به دوره صدارت امین‌السلطان -اتابک- که دلش با آقا سید عبدالله بهبهانی بوده و مسایل حقوقی دربار و دولت را به محکمه این آقا ارجاع می‌داده و این، آقا سیدعبدالله بوده که قدر می‌دیده و بر صدر می‌نشسته. این هست تا اینکه مظفرالدین‌شاه اتابک را عزل و عین‌الدوله را جایش می‌نشاند و سر آقا سیدعبدالله بی‌کلاه می‌ماند و عین‌الدوله کلاه بر سر آقا شیخ‌فضل‌الله می‌گذارد و بر صدر می‌نشاندش و دعاوی مذکوره را به او ارجاع می‌دهد و آقا درباری می‌شود و شروع به خدماتی می‌کند که سلطان را نیز خوش آید و دل به او ببندد.

یکی از این اقدامات که باعث رضایت سلطان و نارضایی مردم شد، یک حکمی بود که ماهیتا فمینیستی است: آقا شیخ، به میل شاه حکم طلاق دختر شاه را از شوهرش صادر کرد و او را به عقد امام جمعه تهران درآورد. و این در حالی بود که شوهر بیچاره راضی به طلاق نبود و در فقه اسلامی رضایت شوهر اصل است و حق طلاق بای دیفالت با مرد است. آره جونم!

 

په‌نون: اگر زمان وقوع مشروطه اتابک صدراعظم بود نه عین‌الدوله، شاید الان آقاشیخ‌فضل‌الله -به عدوات با اتابک- مدافع سرسخت مشروطه به حساب می‌آمد و آقاسیدعبدالله -به طرفداری از اتابک- از سر عناد و نامردمی که با مشروطه ورزیده بود سرش بالای دار رفته بود. و اسم او بود که الان روی یکی از قدیمی‌ترین بزرگراه‌های تهران بود.

+ نوشته شده توسط علیزخان در 87/01/22 و ساعت 17:34 |