تبليغاتX
ارغوان شرقی پلاک 27 - به خاطر جمعه(2)

درسته که جمعه 24م قراره رای بدین اما جمعه 24 اسفندم هس. میدون انقلاب سابق. اینم یه سند باحال:

 

                                اینجا رو ببین

 

متن سند:

 

" 7/3/1317

داخله

از شهربانی کل به شهربانی یزد تلگراف شده است خواهر اعلیحضرت ملک فاروق ]یعنی فوزیه در سن 17 سالگی [برای والاحضرت همایونی  ]یعنی محمدرضای ولیعهد در سن 19 سالگی[ نامزد شده است. از ابراز احساسات اهالی در چراغانی جلوگیری نشود (    ( :Dمستدعی است دستور فوری فرمایند که چراغانی از چه شبی شروع شود. آیا شهرداری منفردا چراغانی کند یا ابراز احساسات اهالی کافی است"

 

سند باحالیه، نیس؟ یه طورایی وحشت رضاخانی توش موج می‌زنه.

رضای میرپنج خودش می‌بره و می‌دوزه و مملی 19 ساله رو تا توی حجله هیچ دخالتی تو این امرخیر نمی‌ده. محمدرضا توی کتاب "ماموریت برای وطنم" می‌نویسه:

 

"ظاهراً پدرم در آن ايام عكس شاهزاده خانم فوزيه را ديده و با آن صراحت و استقامت رأيي كه داشت (و شايد اين خصيصه براي حل و عقد امور فني و مهندسي از حل مسائلي كه با قلب و احساسات مربوط است، مناسب‌تر بود) به تفحص و تجسس حال اين شاهزاده خانم زيبا پرداخته بود. نخست در نسب و دودمان وي تحقيقاتي به عمل آورده و سپس به سفير خود در قاهره دستور داده بود كه با مقامات دولتي مصر در اين مورد تماس بگيرد و دولت مصر نيز با خاندان سلطنتي مصر وارد مذاكره گردد و رسماً استفسار كند كه آيا همسري شاهزاده خانم فوزيه با فرزند وي ميسر است. اين امر سريعاً به موفقيت انجاميد ولي اولين اطلاعي كه از اين جريانات به من داده شد، خبر نامزدي من بود. "

 

رضاشاه که در واقع اصل و نسب اشرافی نداشته می‌خواسته با این کارش یه طورایی صاحب اصالت بشه و از حقارت حضور این همه رجال و اعیان و اشراف قجری در بیاد. واسه همینم حتی کلی طلا جواهر از مایه‌دارا قرض می‌گیره که یه مراسم اشرافی دست و پا کنه و تیریپش حفظ بشه.

البته حفظ نمی‌شه و فوزیه فرتی می‌فهمه که اینا همه‌ش کشکه و اینا خیلی تازه به دوران رسیده‌ن. ضمن اینکه اشرف هم حسابی براش خوارشوهر بازی درمیاره و دهنشو صاف می‌کنه. محمدرضا هم یکی دو سال که بزرگتر می‌شه می‌زنه تو خط خانوم‌بازی و اینطوری می‌شه که سال 23 فوزیه می‌ره مصر یه سری به فک و فامیل بزنه ولی می‌پیچونه و دیگه برنمی‌گرده.

 اینو می‌گن "اقتدار آمرانه"  یا "توسعه آمرانه از بالا". البته درسته که اقتدار از بالا واسه "حل مسایلی که با قلب و احساسات مربوط است" ممکنه جواب نده ولی واسه "امور فنی و مهندسی" بدجوری جواب داد. رضا و اکبر کلی راه و راه آهن و سد ساختن و آبادانی کردن گرچه نفست درمی‌اومد دخلت رو می‌آوردن.

+ نوشته شده توسط علیزخان در 86/12/21 و ساعت 14:50 |