این روزهای تعطیل را رفته بودیم همدان و شیرسنگی یک بنای سنگی است که وسط یک میدان است و حدودا ظاهر یک شیر را دارد و در واقع گویا سردر ورودیِ هگمتانه بوده که چندهزار سال پیش بنا شده.
این تکه سنگ تاریخی از پس چندهزاره جان سالم بهدر برده:
.بخت النصر (پادشاه بابل) هفتحصار هگمتانه را ویران میکند و شیر میماند.
.اسکندر (پادشاه یونان) شهر را غارت میکند و شیر میماند.
.مرداویج (پادشاه آل زیار) بعد از دو روز قتلعام همدانی ها وقتی قصد بردن شیرسنگی را میکند و از پس حملش برنمیآید دستهای شیر را خرد میکند اما شیر میماند.
.قرن چهارم زمین لرزهای همدان را به تلی از خاک بدل میکند و شیر میماند.
.مغولها و تیمور لنگ و افغانها و آغامحمدخان هم به سهم خود هربار شهر را غارت و تخریب میکنند.
اما شیرسنگی دوام میآورد تا میرسد به ما. و اکنون بیحصار و بیمراقب وسط یک میدان نشسته و جماعتی که نه مغولند و نه یونانی و نه خواجه، عین آب خوردن روی بدنش حکاکی میکنند و سنگ نبشتهای به تن شیرسنگی می کنند (به فتح کاف) و برای هزاره بعدی سند تاریخی میآفریینند. آفرین به این ملت دوراندیش!
و من به چشم خود دیدم که کسی، به تاریخ دوسال قبل از ولادتم، روی شیر کندهکاری کرده و دیگری به تاریخ چندروز قبل تن شیر را خراش داده. و شیر بیچاره پر است از اقسام حکاکی. و این عادت ما جماعت باشعور یک عادت تاریخی است:
جماعتی که رفته داخل باغ تابستانی سفارت انگلیس بست نشسته تا از شاه و صدراعظم مشروطه بگیرد را قبول دارید که جماعتی است به غایت باشعور؟ دارید یا ندارید این مطلب را که والتر اسمارت (مسئول باغ سفارت) نوشته بخوانید:
"رفتارشان بسیار منظم بود [که این یعنی شعور] خیل پناهندگان توسط روسای اصناف سازماندهی می شد و اینان از ورود افراد غیرمسئول [که مثلا ممکن است قصد اغتشاش در این تحصن آرام را داشته باشند] جلوگیری می کردند... هیچ خسارتی به باغ وارد نشد [که با توجه به تعداد ۱۴۰۰۰ نفری متحصنین این یعنی شعور] اما البته ... درخت ها هنوز آثار نوشته هایی را که بر آنها کندند بر خود دارند." !!
برادر/خواهر من! آخر چرا؟ چرا وقتی ۱۴۰۰۰ نفر به مدت ۲۲ روز، منظم و منتظم (داخل یک باغ) کنار هم می نشینید و می خوابید و کار سیاسی می کنید و درنهایت نظام چندهزار ساله موجود را با کمترین خونریزی (که در تمام انقلابات مشروطه بی سابقه بوده) اصلاح می کنید، دیگر چه کارتان به کار درختان بی گناه؟ میل به جاودانگی ات را طور دیگری ارضاء کن جان من، نمی شود؟ بچه ای چیزی پس بیاندازی خسارتش اگر کمتر نباشد بیشتر هم نیست به جان خودت.
شما اگر آن روز آن درخت ها را نمی کندید ما هم امروز این شیرسنگی را راحت می گذاشتیم. پس اصلا کرم از خودتان بوده برادر/خواهر من! (البته خواهری در باغ نبوده در زمان تحصن. خانم ها یک تظاهرات چند هزار نفری ترتیب می دهند و می خواهند اجازه بگیرند و بیرون باغ چادر بزنند و متحصن شوند اما مقامات سفارت اجازه نمی دهند.)
پ.ن: اینجا راجب تاریخچه آقاشیره حرفایی زده که از حرفای من دقیق تره.
