دو تا واقعه تهش می رسه به دو تا انقلاب مهم:
شکست دولت ایران در ماجرای "تحریم تنباکو" و
شکست امپراطوری روس در "جنگ روس و ژاپن".
این دوتا ماجرا که نسبتا هم زمان هستن (ده دوازده سال) قشنگیایی دارن که به گفتنش میارزه. ملت مسکو (به سرکردگی ماکسیم گورکی) بعد از شکست از ژاپن میریزه تو کاخ زمستانی و به تزارشون فحش میده و 12 سال بعد رژیم رو سرنگون میکنه.
ملت ایران بعد از تحریم تنباکو میره کاخ گلستان شعار میده و 15 سال بعد سلطنت مطلقه رو میکنه مشروطه.
"دومای روسیه" و "دارالشورای ملی" هر دو شون توی یه سال تاسیس میشن. اولی ده هفته بعد توسط نیکلای دوم منحل میشه(پاسکوف) و دومی بیست ماه بعد توسط نیروی نظامی همون آقا نیکلا به توپ بسته میشه(لیاخوف).
ربطش اینه که شکست روس از ژاپن همون نقطه عطفی بود که روس رو کرد شوروی، ایران رو کرد مشروطه: ملت ایران که عمری زیر روس (از نظر جغرافیایی) تحت فشار بوده، هم سرزمین داده و هم کلی غرامت و هم کلی امتیاز و خلاصه خیلی به روس داده، وقتی میبینه یه ملت آسیایی میزنه ناوگان روس رو پاره میکنه، اعتماد به نفس پیدا میکنه و روشنفکرا این پیروزی رو هی تو چشم مردم فرو میکنن و آخرش ملت راه میافته میره یه مکانایی بسط میشینه (مثلا چارده هزارتا از ملت میره سفارت انگلیس (و البته سفارت روس نمیره)) و از اعلیحضرت کنستیتیسیون (مشروطه) میگیره.
اینم یه بخشی از یه کتابی به نام ساقینامه که یکی در وصف پیروزی ژاپن سروده:
چو مشروطه شد پایه سلطنت
فزونی دهد مایه سلطنت
زمشروطگی گشت ژاپن بزرگ
که شد چیره بر همچو خصمی سترگ
یه برادری به اسم میرزا حسینعلی تاجر شیرازی اصلا نشسته یه منظومه مفصل راجب این اتفاق نوشته که اسمش "میکادونامه"س [میکاد و موتسوایتو امپراطور ژاپن بوده]. خلاصه از این دست مطالب (نظم و نثر) زیاد تقریر شده و تاثیر هم زیاد گذاشته. آره جونم.
